بسمه تعالي

فرارسيدن ماه احرام سومين خورشيد الهي و هفتاد دو پرتو نوراني خويش به خونهاي مطهر خود را به محضر آقا ولي عصر (عج) و به شما رهروان آن حضرت تسليت مي گوييم.
بر نامه ماه محرم الحرام مسجد بلال شهر لامرد
سخنران هر شب : حجة الاسلام علي حسين زاده
ضمنا مداح جوان آقای فاضل حسن زاده هر شب با نفس گرمشون ما را به فيض مي رسانند.

زمان شروع مراسم هر شب بعد از نماز مغرب و عشاء
مکان شهر لامرد - انتهای بلوار شاهد مسجد بلال
ايام دهه ي محرم مناسبت مداح تصوير
|
شب اول |
فراق امام زمان و استقبال از ماه محرم (همراه با مراسم هفتگی) |
حجة الاسلام حسین زاده |
|
|
شب دوم (شب اول محرم) |
حضرت فاطمه (س) |
حجة الاسلام حسین زاده |
|
|
شب سوم (شب دوم محرم) |
دو طفلان مسلم |
احسان جعفری |
|
|
شب چهارم (شب سوم محرم) |
ورود به کربلا |
سید عباس موسوی (اسیری) |
|
|
شب پنجم (شب چهارم محرم) |
وهب |
روح الله جابرنژاد |
|
|
شب ششم (شب پنجم محرم) |
حُر |
سید محمد حسین هاشمی |
|
|
شب هفتم (شب ششم محرم) |
دو طفلان حضرت زینب (س) |
حمید علیپور |
|
|
شب هشتم (شب هفتم محرم) |
حضرت قاسم (ع) |
سید محمد حسین هاشمی |
|
|
شب نهم (شب هشتم محرم) |
حضرت عباس (ع) |
حجة الاسلام حسین زاده |
|
|
شب دهم (شب تاسوعا) |
حضرت علی اکبر (ع) |
روح الله جابرنژاد |
|
|
شب یازدهم (شب عاشورا) |
حضرت علی اصغر و امام حسین (علیهم السلام) |
حاج سید جلیل احمدی |
|
|
شب دوازدهم |
شام غریبان |
حمید علیپور |
|
بسمه تعالی
از طرف سازمان تبلیغات اسلامی استان فارس
کانون فرهنگی مسجد بلال شهر لامرد
بعنوان
کانون فرهنگی نمونه
شهر لامرد انتخاب شد.
از همه دوستانی که با ما در همه زمینه ها همکاری کرده اند تشکر می نماییم.
بسمه تعالی
یا رقیه بنت الحسین(ع)

مراسم هفتگی مسجد بلال و هیئت عشاق المهدی(عج) شهر لامرد برگزار می شود.
مراسم این هفته همراه با عزاداری
سه ساله امام حسین حضرت رقیه الشهیده (س)
برگزار می گردد.
سخنران : استاد موسی هنرپیشه (استاد دانشگاه)

و با صدای دلنواز برادران:
روح الله جابرنژاد و فاضل حسن زاده

زمان:جمعه شب(شب شنبه) - ۲۲/۱۰/۱۳۸۵ مصادف با ۲۲ ذیحجه الحرام - بعد از نماز مغرب و عشاء
مکان:شهر لامرد - انتهای بلوار شاهد - مسجد بلال
کانون فرهنگی مسجد بلال شهر لامرد
بسمه تعالی
عید غدیر از برترین عیاد امت من است.
پیامبر گرامی اسلام
مراسم های جشن عید غدیر در سراسر شهر لامرد به خوبی برگزار شد.
این هم چند تا عکس از گوشه کنار مراسمات:
در حال آماده کردن تزیینات حاج سید جلیل احمدی برادر فاضل حسن زاده

جشن غدیر با همکاری هیئت خندق و اداره ارشاد و کانون شهید عامری جشن غدیر در مهدیه خندق

http://i18.tinypic.com/30ig5f8.jpg http://i1.tinypic.com/44s2edy.jpg
http://i10.tinypic.com/2q20ktw.jpg http://i10.tinypic.com/48w57uo.jpg
http://i10.tinypic.com/2nrnfrq.jpg http://i11.tinypic.com/2lxb634.jpg
http://i18.tinypic.com/3yq1eg9.jpg http://i13.tinypic.com/4dhdzb8.jpg
http://i14.tinypic.com/2h7p6jb.jpg
http://i12.tinypic.com/2hykqch.jpg
با تشکر فراوان از
سخنرانان حجـج السلام شهیدی - موسوی(مدرس حوزه علمیه قم) و استاد هنرپیشه
مداحان حاج سید جلیل احمدی - روح الله جابرنژاد - مصطفی زائری - فاضل حسن زاده و صابر انصاری
بنیاد بین المللی غدیر آقایان حسن زاده - حسن پور - دلگشا - رضایی و ...
امام جمعه - فرماندار و شهردار محترم و اداره برق و پرسنل زحمتکش
فرماندهی و پرسنل و پشتیبانی و واحد فرهنگی محترم پایگاه مقاومت خاتم الانبیاء لامرد
کانون فرهنگی مسجد بلال شهر لامرد
هیئت عشاق المهدی شهر لامرد که بسیار زحمت کشیده اند
و با تشکر از کسانی که ما را در تمامی لحظات تنها نگذاشتند و همکاری های لازم را بر عهده گرفتند.
اجرکم عندالله انشاءالله
سرتاسر حیات طیبه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و لحظه به لحظه آن در نزد مسلمانان دارای اهمیتی بس شگرف و والاست؛ چرا که نه تنها کلام رسول اکرم به نص صریح آیات قرآن، عاری از هرگونه هوا و هوس و متصل به سرچشمه وحی است(2)، بلکه عمل و فعل آن بزرگوار نیز بر تک تک مسلمانان حجت است و صراط مستقیم را به عالمیان مینمایاند.(3) اما در این میان، مقاطعی خاص از زندگی آن بزرگوار، به جهات گوناگون از اهمیتی ویژه برخوردار میباشد که یکی از بارزترین آنها، واقعه غدیر خم است. واقعه غدیر از ابعاد مختلف و از جهات متفاوت، دارای درخشندگی و تلألؤ خاصی در تاریخ اسلام است. کمتر مقطع تاریخی را میتوان در جهان اسلام یافت که از لحاظ سند، اطمینان از اصل وقوع، کثرت راویان و اعتماد بزرگان و علمای مسلمین، قوت و استحکامی نظیر این رویداد مهم داشته باشد.
هنگامی که به راویان حدیث غدیر مینگریم، در مرتبه نخست نام اهل بیت گرامی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی امام علی (علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) دیده میشود و در مرتبه بعدی نام حدود 110 تن از صحابه پیامبر اسلام(4) به چشم میخورد که در این میان، نام افرادی شاخص از میان صحابه همچون:
|
1- ابوبکر بن ابیقحافه |
2- عمر بن الخطاب |
3- عثمان بن عفان |
|
4- عایشه بنت ابیبکر |
5- سلمان فارسی |
6- ابوذر غفاری |
|
7- عمار یاسر |
8- زبیر بن عوام |
9- عباس بن عبدالمطلب |
|
10- ام سلمه |
11- زید بن ارقم |
12- جابر بن عبدالله انصاری |
|
13- ابوهریره |
14- عبدالله بن عمر بن الخطاب |
|
و ... توجه آدمی را به خود جلب میکند که تمامی آنان در محل غدیر حاضر بودهاند و حدیث غدیر را بدون واسطه نقل نمودهاند. سپس در میان تابعین(5)، حدیث غدیر از 83 تن از تابعین نقل شده است که از جمله آنان میتوان به:
1- اصبغ بن نباته
2- سالم بن عبدالله بن عمر بن الخطاب
3- سعید بن جبیر
4- سلیم بن قیس
5- عمر بن عبدالعزیز(خلیفه اموی)
و ... اشاره نمود.
پس از تابعین، در میان علمای اهل تسنن از قرن دوم تا قرن سیزدهم، 360 تن، حدیث غدیر را در آثار خویش نقل نمودهاند که 3 تن از صاحبان صحاح سته (صحاح ششگانه)(6) و دو تن از پیشوایان فقهی اهل تسنن(7) نیز در شمار این بزرگان جای دارند.(8)
در بین محدثین و علمای شیعه نیز افراد فراوانی حدیث غدیر را در کتب مختلف، روایت نمودهاند، که تعداد دقیق آنان مشخص نیست. از این اندیشمندان میتوان به:
1- شیخ کلینی
2- شیخ صدوق
3- شیخ مفید
4- سید مرتضی
و ... اشاره نمود.(9)
بنا بر آنچه که ذکر گردید، در میان بزرگان و محدثین اهل سنت و به دنبال دقت آنان بر روی راویان و طرق متفاوت نقل حدیث غدیر، اندیشمندان بسیاری، حدیث غدیر را حدیثی حسن(10)(11) و عده کثیری روایت غدیر را روایتی صحیح(12) دانستهاند(13) و حتی در نزد عدهای از بزرگترین صاحبنظران اهل تسنن، با توجه به شمار فراوان راویان و طرق متعدد نقل حدیث، که روایت غدیر دارد، آنرا حدیثی متواتر(14) ذکر نمودهاند.(15) علما، بزرگان و محدثین شیعه نیز بالاتفاق، غدیر را حدیثی متواتر میدانند.(16)(17)
بر این اساس و بر طبق آنچه که گذشت، به خوبی آشکار میگردد یکی از مهمترین وقایع تاریخ پرفراز و نشیب اسلام که در بین عامه مسلمانان، واقعهای مسلم، پذیرفته شده و قطعی تلقی میگردد، واقعه غدیر خم است.
از منظری دیگر، آنچه که بر گونه غدیر، رنگ جاودانگی میزند؛ و اهمیت این واقعه را مضاعف میگرداند، نزول 2 آیه از قرآنکریم، یکی آیه 67 سوره مائده(18) و دیگری آیه 3 سوره مائده،(19) در ارتباط با این رویداد بزرگ است که بر طبق نظر مفسران نامآور شیعه و سنی، شأن نزول این آیات، مربوط به واقعه غدیر خم میباشد.(20)(21) هنگامی که کمی بیشتر در مقایسه مفاد این آیات و لحن آنان با سایر آیات قرآن کریم میاندیشیم، درمییابیم اگر نگوییم چنین آهنگ کلامی در میان سایر آیات بینظیر است، لااقل کمتر آیهای را میتوان یافت که مضامین و لحنی شبیه به این دو آیه داشته باشد. طبیعی است هر مسلمان هنگامی که در تلاوت قرآن بدین دو آیه میرسد، شگفت زده از خویش بپرسد این چه امر خطیری است که عدم ابلاغ آن توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، زحمات 23 ساله آن حضرت را تباه میگرداند و در این صورت نبی اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) هرگز رسالت خویش را به مردم نرسانده و وظیفه پیامبری را بجای نیاورده است؟ واقعاً اين چه پيامي است كه خداوند متعال به پیامبر خویش وعده داده است تا او را در زمینه ابلاغ آن، حافظ و نگهدار باشد؟ به علاوه، مگر اين موضوع چه اهميتي دارد كه ابلاغ این پیام به امت و پیروی مردم از آن، سبب کامل شدن دین و تمام شدن نعمت و رضایت پروردگار میگردد؟
پس دیگر جای هیچ تردیدی باقی نمیماند كه روز نزول و ابلاغ این امر مهم و خطیر كه بدین واسطه، روز اکمال دین و رضایت پروردگار محسوب میگردد، دارای اهمیت بسزایی در میان مسلمین خواهد بود.(22)
از آنچه که گذشت، مشخص میگردد علاوه بر مورخان که به تناسب فن خویش (و البته به دلیل اثرات و نتایجی که بر پایه این مطالعه بنا میگردد)، به واقعه غدیر نگاهی موشکافانه دارند،(23) غدیر از آن جهت که حدیثی قطعی و متواتر است و کار یک محدث، شناسایی احادیث معتبر و دقت بر روی مفاهیم آنهاست، مورد توجه محدثین است(24) و دارای جایگاهی ویژه در کتب مختلف حدیث میباشد. به خاطر نزول 2 آیه ویژه از قرآن کریم درباره این واقعه که القاکننده مفهومی منحصر بفرد و دارای لحنی کمنظیر در میان سایر آیات است، غدیر منشأ بحثهای گوناگونی در کتب تفسیری میباشد.(25) با تکیه بر مفاهیم این آیات و اثرات شگرف اعتقادی مترتب بر آن، این واقعه منظور نظر مخصوص متکلمان واقع گشته است.(26) حتی لغویین نیز توجه خاص خویش را به این رویداد مهم معطوف داشتهاند و به هنگام شرح و توضیح کلمه غدیر خم (که نام محلی است)، به اصل این رویداد اشاره نمودهاند.(27) ادیبان و شعرای بسیاری در میان امت اسلامی در طول 14 قرن، از همان لحظه وقوع و در همان صحنه گرفته تا روزگار معاصر، همواره این واقعه بزرگ را در آثار و اشعار خویش، توصیف و تشریح نمودهاند.(28)
آنچه که تاکنون ذکر شد، گوشهای از اهمیت رویداد غدیر خم بود که در حد گنجایش این مقاله، به آن اشاره گردید. ما در این مجال به دنبال جستجو و تحقیق درباره این رویداد بزرگ اسلامی و این برهه از حیات رسول اکرم میباشیم تا هرچه بیشتر و البته با رعایت اختصار، بتوانیم زوایای گوناگون آن را بررسی نماییم. لذا در ادامه، ابتدا اصل واقعه را به گونهای که در بین مسلمین مشهور و مورد اتفاق است، نقل نموده، سپس به بررسی مفاد حدیث غدیر میپردازیم و بر روی مفاهیم آن، هرچه بیشتر تأمل مینماییم و در انتها نیز نتایجی را که به دنبال واقعه غدیر جلوهگر میگردد و مستلزم توجه ویژه مسلمانان میباشد، بر میشماریم.
واقعه غدیر خم
پیامبر اکرم بنا بر امر الهی، در سال دهم هجرت تصمیم به زیارت خانه خدا و بجاآوردن حج نمودند؛ لذا مردم را از این امر مطلع کردند(29) و حتی برای آگاه نمودن اهالی مناطق مختلف، قاصدانی را به آن شهرها گسیل داشتند. فرستادگان حضرت نیز همانگونه که وجود مقدس رسول اکرم خود اعلام نموده بودند، این پیام را به مردم رساندند که این آخرین حج رسول خداست و این سفر دارای اهمیت فراوانی است. هر کس که توانایی و استطاعت آن را دارد، بر او لازم است که پیامبر اکرم را در این سفر همراهی نماید. گرچه رسول اکرم با همراهی عدهای از اصحاب خویش پیش از این، اعمال عمره مفرده را انجام داده بودند،(30) اما این نخستین بار و تنها مرتبهای در طول حیات طیبه پیامبر اسلام بود که بنا بر امر الهی، حضرت تصمیم به بجایآوردن و تعلیم مناسک حج گرفتند. پس از این اعلام، جمعیت کثیری در مدینه جهت همراهی با رسول خدا و بجای آوردن اعمال حج، مجتمع گشتند. مورخان و صاحبنظران از این سفر رسول خدا با عنوان حجةالوداع(31)، حجةالاسلام، حجةالبلاغ(32)، حجة الکمال و حجة التمام(33) یاد مینمایند.
رسول اکرم با پای پیاده و در حالیکه غسل نموده بودند، در روز شنبه 24 یا 25 ذیقعده به همراه همراهان خود و اهلبیت گرامیشان و عامه مهاجرین و انصار و جمعیت کثیری که گرداگرد حضرت اجتماع کرده بودند، به قصد بجای آوردن مناسک حج از مدینه خارج گشتند. تعداد جمعیتی که به همراه حضرت از مدینه خارج شده بودند را بین 70000 تا 120000 (و حتی برخی بیشتر از 120000) نقل نمودهاند؛(34) اما افراد بسیاری به غیر از این عده، نظیر اشخاصی که در مکه مقیم بودند و یا اشخاصی که از شهرهای دیگر خود به مکه آمده و در آنجا به حضرت ملحق شدند، به همراه پیامبر و با اقتدای به ایشان مناسک حج را در این سفر بجای آورده و رسول خدا را همراهی نمودند. امام علی، پیش از تصمیم پیامبر برای بجای آوردن مناسک حج، از طرف ایشان برای تبلیغ اسلام و نشر معارف الهی به جانب یمن فرستاده شده بودند؛ اما هنگامی که از تصمیم پیامبر برای سفر حج و لزوم همراهی سایر مسلمین با آن حضرت در این سفر، آگاه گشتند، به همراه عدهای از یمن به سمت مکه حرکت نمودند و در آنجا پیش از آغاز مناسک، به رسول اکرم ملحق شدند.(35)
رسول خدا و همراهیان آن حضرت، در میقات مسجد شجره مُحرم گشتند و بدین ترتیب اعمال حج را آغاز نمودند. گرچه اصول و کلیات مناسک حج قبلا و به هنگام نزول آیات مربوطه، توسط رسول اکرم توضیح داده شده بود، اما در این سفر، پیامبر این اعمال را به طور عملی برای مردم آموزش داده و جزئیات را برای آنان تبین نمودند و در مواقف گوناگون، با ایراد خطابه، مردم را نسبت به سایر تکالیف الهی و وظایف شرعیشان آگاهی بخشیدند.
سرانجام اعمال حج، پایان یافت و پیامبر اکرم به همراه جمعیت کثیری که ایشان را همراهی مینمودند، شهر مکه را ترک نمودند و رهسپار مدینه شدند که در بین راه به محل غدیر خم رسیدند.
غدیر در لغت به معنای آبریز و مسیل،(36) و غدیر خم در جغرافیا، نام محلی است که به خاطر وجود برکهای در این محل، که در آن آب باران جمع میشده است، به این نام (غدیر خم) شهرت یافته است. غدیر در 3 - 4 کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه در 64 کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقاتهای پنجگانه میباشد. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا میشود.(37) غدیر خم به علت وجود مقداری آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان واقع میشد اما دارای گرمایی طاقت فرسا و شدید بود.(38)
هنگامی که رسول اکرم در روز 5شنبه 18 ذیالحجه به وادی غدیر خم رسیدند و پیش از جدایی اهالی شام، مصر و عراق از میان جمعیت، جبرئیل امین از جانب خداوند بر ایشان نازل گردید و آیه: « یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس »(39) را نازل نمود و از جانب حق تعالی، رسول اکرم را امر نمود تا حکم آنچه را که در قبل بر پیامبر درباره امام علی نازل گشته بود، به مردم ابلاغ نمایند. در این هنگام، پیشتازان کاروان و افرادی که جلوتر حرکت مینمودند، حوالی جحفه رسیده بودند. رسول اکرم پس از نزول آیه، دستور توقف کاروانیان را صادر نمودند و امر فرمودند تا آنانی که پیشاپیش حرکت مینمودند، به محل غدیر بازگردند و افرادی که در پس قافله، عقب مانده بودند، سریعتر به کاروان در این وادی، ملحق شوند.(40) همچنین به چند تن از صحابه دستور دادند تا فضای زیر چند درخت کهنسال را که در آن محل قرار داشتند، آماده نمایند؛ خارها را از زمین برکنند و سنگهای ناهموار موجود در زیر آن درختان را جمعآوری نمایند. در این هنگام، زمان به جای آوردن نماز ظهر فرارسید و رسول اکرم فریضه ظهر را در گرمای شدید،(41)(42) به همراه جمعیت کثیر حاضر، ادا نمودند. شدت گرما در وادی غدیر به حدی بود که اشخاص، گوشهای از ردا و لباس خویش را برای در امان بودن از شدت تابش آفتاب، بر سر میافکندند و مقداری از آنرا برای کاستن از شدت گرمای شنها و سنگها، در زیر پای خویش میگستردند.(43) برای رسول خدا نیز پارچهای بر روی شاخسار آن درختان کهن افکندند تا مانعی در برابر حرارت موجود و تابش خورشید، ایجاد نمایند. هنگامی که حضرت از نماز فارغ گشت، از جهاز شتران، در همان محلی که به فرمان رسول خدا توسط صحابه آماده شده بود، منبری ساختند و وجود مقدس پیامبر اکرم بر فراز آن در آمدند و شروع به ایراد خطبه، با صدایی بلند و رسا نمودند؛ در حالیکه جمعیت فراوان همراه پیامبر، بر گرداگرد حضرت جمع گشته بودند و به سخنان نبیاکرم گوش فرا میدادند و برخی از افراد نیز برای آنکه همگان از کلام رسول خدا مطلع گردند، سخنان آن حضرت را با صدایی بلند برای افرادی که دورتر قرار داشتند، تکرار مینمودند.
خطابه حضرت در میان جمعیت بدین گونه ایراد گردید:
« حمد و ستایش مخصوص خداوند است و از او یاری میخواهیم و به او ایمان داریم و از شرور نفسهایمان و زشتیهای کردارمان، به او پناه میبریم؛ خداوندی که هدایتگری وجود ندارد برای کسانی که گمراهشان نماید و گمراه کنندهای وجود ندارد برای اشخاصی که او هدایتشان نماید و شهادت میدهم که جز خدا، معبودی نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست و اما بعد؛ ای مردم، خداوند لطیف و خبیر (دارای لطف فراوان و بسیار آگاه) مرا خبر داد که من به زودی (به سوی او) فرا خوانده میشوم و (دعوت او را) اجابت خواهم نمود.(44) من مسئول هستم و شما نیز مسئولید. پس (درباره دعوت و مسئولیت من) چه میگویید؟ »
حاضران در پاسخ گفتند: « شهادت میدهیم که دعوت خویش را ابلاغ نمودی و نصیحت کردی و کوشش نمودی، پس خداوند شما را جزای خیر دهد.»(45)
سپس رسول خدا فرمودند: « آیا شهادت نمیدهید که معبودی جز خدا نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست؟ و (آیا شهادت نمیدهید که) بهشت و دوزخ خداوند، حق است و مرگ، حق است و قیامت میآید و در آن شکی نیست و خداوند کسانی را که در قبرها هستند مبعوث میگرداند؟»
حاضران گفتند: « بله ای رسول خدا، شهادت میدهیم.»
سپس در ادامه، رسول اکرم خداوند را بر این امر شاهد گرفتند و از مردم پرسیدند: « آیا (کلام مرا) میشنوید؟»
حاضرین گفتند: « بله یا رسولالله.»(46)
پس حضرت فرمودند: « من پیش از شما در کنار حوض (کوثر) حاضر میگردم و شما در کنار آن بر من وارد میگردید و عرض آن به اندازه فاصله مابین بُصری (شهری در حوالی شام) و صَنعا (شهری در یمن) میباشد. در آن قدحهایی به تعداد ستارگان، از جنس نقره است؛ پس بنگرید که پس از من چگونه درباره ثقلین (دو شئ گرانبها) رفتار مینمایید.»
در این هنگام فردی ندا داد که « ثقلین چه هستند ای رسول خدا؟»
رسول اکرم فرمودند: « ثقل اکبر کتاب خداست. جانبی از آن بدست خداوند و جانب دیگر آن در دستان شماست. پس به آن متمسک شوید. (آنرا گرفته و از هدایت آن بهره برید.) که اگر به آن تمسک جویید، گمراه نمیشوید و ثقل دیگر و کوچکتر، عترت من هستند. خداوند لطیف خبیر مرا خبر داد که این دو ثقل تا هنگامی که در کنار حوض بر من وارد شوند، از یکدیگر جدا نمیگردند(47) و من این را از پروردگارم مسئلت نمودهام. پس، از این دو پیشی نگیرید که هلاک میگردید و از این دو، باز نمانید که هلاک میشوید.(48)»
سپس رسول خدا، دست امام علی را بلند نمود تا همه مردم، ایشان را در کنار رسول خدا مشاهده نمودند.(49) در این هنگام رسول اکرم از حاضرین پرسیدند: « ای مردم، آیا من از خود شما، بر شما اولی و مقدمتر نیستم؟»(50)(51)
مردم پاسخ دادند: « بله، ای رسول خدا.»(52)
حضرت در ادامه فرمودند: «خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولی و مقدم میباشم.»(53)
آنگاه فرمودند: « پس هر کس که من مولای او هستم، علی مولای اوست.»(54)، رسول خدا 3 بار این جمله را تکرار نمودند(55) و فرمودند: «خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن، هر کسی که علی را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر کسی که او را دشمن میدارد(56) و یاری نما هر کسی که او را یاری مینماید و به حال خود رها کن، هر کس که او را وا میگذارد.(57)»
سپس خطاب به مردم فرمودند: «ای مردم، حاضرین به غایبین (این پیام را) برسانند.»(58)
هنوز جمعیت متفرق نگشته بودند که بار دیگر جبرائیل نازل شد و از جانب خداوند، آیه: « الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دینا»(59) را بر پیامبر فرو فرستاد. هنگامی که این آیه نازل گردید، نبی اکرم فرمودند: «اللهاکبر بر کامل شدن دین و تمام گشتن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من و ولایت علی پس از من.»(60)
در این موقع، مردم به امیر مؤمنان، امام علی(علیه السلام) تهنیت گفتند. از جمله کسانی که پیشاپیش سایر صحابه، به امام علی تهنیت گفتند، ابوبکر و عمر بودند. عمر پیوسته خطاب به امیر مؤمنان میگفت: « بر تو گوارا باد ای پسر ابیطالب، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ایمان گشتی.»(61)
در این هنگام، حسان بن ثابت که از شعرای زبردست بود از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه خواست تا آنچه را که در این موقف درباره امام علی (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده است، در ضمن ابیاتی بسراید. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «به برکت الهی، بگو.» حسان، خطاب به بزرگان قریش گفت: « ای بزرگان قریش، سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر گوش کنید.» و این چنین سرود:
«در روز غدیر پیامبرشان با بانگ بلند ندایشان در داد، غدیری که در سرزمین خم قرار داشت و ای کاش مردم جهان بودند و رسول خدا را در حال ندا میدیدند که میفرمود: آیا من سرپرست و ولی شما نیستم؟
مردم در پاسخ او بدون هیچ پرده پوشی گفتند: معبود تو، مولای ما و تو ولی ما هستی؛ و تو ای خواننده شعر، اگر در آنجا بودی، حتی یک نفر هم مخالف نمییافتی.
در این هنگام رو به علیبنابیطالب کرد و فرمود: یا علی، برخیز که من تو را برای امامت و هدایت خلق بعد از خود (و از جانب خداوند) شایسته دیدم.»(62)(63)
آنچه ذکر شد، خلاصه جریان غدیر بود و همانگونه که در پاورقیها، با تفصیل ذکر گردید، علمای بزرگ اهل تسنن و تشیع، آنرا نقل نمودهاند. به یاری و توفیق الهی در ادامه و در مقالهای مجزا، به بررسی مفاد حدیث غدیر و دقت هرچه بیشتر در آن خواهیم پرداخت.
بِسْمِ رَِبِ اَلْحَیْدَر
اَلْحَمدُ الله الَذی جَعَلَنا مِنَ المُتِمَسَّکِینَ
بِولایَةِ اَمیرَِ الموْمنِینَ وَ الَائِمَةِ المَعصومینَ عَلَیهِمُ السََّلامْ
عید عاشقان علی عید محبان ولی عید غدیر نبی و علی مبارک.

جشن بزرگ عید ولایت عید غدیر خم برگزار می شود.
زمان: یکشنبه شب(شب دوشنبه)
مکان:شهر لامرد محله تلخندق - حسینیه خاتم الانبیاء(حاج سید هاشم)
و دوشنبه شب(شب سه شنبه)
مکان: شهر لامرد انتهای بلوار شاهد - مسجد بلال شهر لامرد
همزمان با شب سراسر نور و سعادت
عید ولایت عید غدیر
با سخنرانی : استاد موسی هنرپیشه
و با صدای گرم و دلنشین مداحان:
حاج سـیـد جلیـل احمدی و فـاضـل حـســن زاده
کانون فرهنگی مسجد بلال و هیئت عشاق المهدی(ع) شهر لامرد
نور ولایت، نورى استسرمدى كه از روز ازل همراه با نور رسالت، آسمانها وزمین و تمام افلاك را روشن كرد و فروغ جاودانهاش شعاع و تابش را به سایهاى گسترده، فراتر از فلك الافلاك و جهان عالم وجود تبدیل نمود كه نسیم علیل دلنوازش عاشقان و محبان ولایت را جملگى فراگرفت . زهى سعادت و خوشبختى!
در سایه این محراب همیشه سبز است كه سرمستان باده ولایت از خم عشق محمد و على پیاله گواراى ماءالحیاة و آب زندگانى را نوشیدهاند تا پیوسته سیراب و در امان باشند . . تشنگى هرگز قلبى را كه ولایت آل محمد در آن نهفته است نمىخشكاند و سراسیمگى در كوبندهترین و سهمگینترین امواج بلا و طوفان حوادث او را كه مسلح به سلاح ولایت است از پاى در نمىآورد .
ولایت دلنوازترین و شادمانهترین نغمهاى است كه فرشتگان در جهان علوى آن را مىنوازند پیش از آن كه بندگان شایسته خداى بر روى زمین آن ترانههاى دلنشین را تكرار نمایند .
ولایت، مجسمه جاودانگى و الگوى زندگى است و هر كه به آن تسمك جوید، و به ریسمانش دست زند، براى روح و روانش در آسمان، نعیم جاودانه را بنیان مىنهد و رضایت و رضوان حق را به دست مىآورد .
ولایتبالاترین و فروزندهترین مظهر قدس الهى است .
ولایت مشكات پرفروغى است كه از ابدیت و نور لایزالى، پرتو گرفته و تمام اسرار كمال و جمال آن را احاطه كرده است، پس اگر آن را براى خود گزیدى و برنامه زندگیت را با آن آمیختى و نشست و برخاستت را و حب و بغضت را در راستاى آن قرار دادى، در گامى بلند تو را به سوى ابدیت رهنمون مىسازد تا جهان را از آن سوى بنگرى . . . آن گاه است كه دیگر زرق و برق دنیا را چیزى جز هلاكت نپندارى و لذات و شهواتش را نمونه هایى از سراب بینى و حیات را به معناى راستینش دریابى كه قرب پروردگار و همنشینى با اولیا و عشق بستن به على خواهد بود . آنجا است كه دیگر درد و لذت، بیمارى و درمان، نادارى و دارایى، رنج و آسایش، ضراء و سراء نزد تو یكسان خواهد بود، زیرا در مىیابى كه براى جهانى دیگر آفریده شدهاى و اینجا پلى استبه سوى جهان ابدیت و حیات جاودانه «و ان الدار الآخرة لهى الحیوان» و تو در خط مستقیم خداى على و بر صراط مستقیم ولایت گام مىگذارى بدون جشدن به چپ و راست و بدون گرایش به این گروه و آن گروه، همچنان در صراط مستقیم راهت را راستانه و بىهراس مىپیمایى و هر چند راه بسى دشوار است و تاریك و اولیاى خدا همواره از آن مىهراسند، ولى تو در میان خوف و رجا و با داشتن گذرنامه عبور با امضاى على، با اطمینان به راه خود ادامه مىدهى و بىگمان نورافكن ولایتشعاعى را در قلبت روشن مىسازد و هراس و خوف را از آن مىرباید .
سرمست عشق على باش و باده جاودانه را از خم غدیر خم سركش تا بى نهایتشوى .
و اینك آسوده و مطمئن برو كه تو به ریسمان محكم و ناگسستنى الهى دست زدهاى و ولایت را پشتوانه خود ساختهاى و جز عشق نمىبینى; دیگر سختى راه هموار مىگردد و تاریكیها محو و نابود مىشود . برو تا در ایستگاه ولایت، قبسى از انوار الهى بر لبتبتابد و تو را از فزع و اهوال روز قیامتبرهاند .
و ولایت نه تنها درمان درد و چاره بىچارگان و مشكل گشاى دردمندان و نور عظیم و نعیم لایزالى است، بلكه مكمل رسالت و لازم و ملزوم نبوت استیعنى ولایتبىرسالت و رسالتبىولایت ناقص است و هر دو مكمل یكدیگرند . این را ما ادعا نمىكنیم كه خداوند به صراحتبیان مىدارد: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمك من الناس; اى رسول! آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، به مردم برسان كه اگر نكنى رسالتش را ابلاغ نكردهاى و همانا خداوند تو را از (شر و كید) مردم نگه خواهد داشت .
و آن گاه كه رسول خدا پیام ولایت را از سوى پروردگار به مردم ابلاغ كردو در میعادگاه غدیر، ولایت على را با آن مقدمات و تشریفات تثبیت نمود و مردم را به بیعتبا او واداشت، آنجا بود كه خدایش فرمود: اكنون رسالتت را به پایان رساندى .
و امروز كه روز غدیر خم است، دین تكمیل شد ونعمتخدا بر شما كامل گردید: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا» .
البته حضرت رسول پیوسته در مناسبتهاى گوناگون، امامت و خلافت على را به مردم گوشزد كرده و بر آن تكیه نموده ولى براى این امر بسیار مهم و سرنوشتساز - كه سرنوشت امت اسلام به آن گره خورده - لازم بود اعلام عمومى شود و در جایى كه تمام مسلمانان گرد هم آمدهاند - و چه بهتر از دوران حج و برپایى كنگره عمومى اسلام - این مطلب را به آنان برساند، از این روى در آخرین سال زندگى و در حجة الوداع كه مردم با آن حضرت از زیارت خانه خدا باز مىگشتند و پیاده و سواره اطراف ركاب مقدس رسول الله را گرفته بودند (كه طبق برخى روایات بیش از یكصد هزار نفر به آن حضرت پیوسته بودند) در روز هیجدهم ذى حجةالحرام و در سرزمین مشهور غدیر خم این امر به مردم ابلاغ شد .
دستور ایست صادر مىشود . فرمان الهى توسط جبرئیل امین نازل مىگردد: اى فرستاده خدا! آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر این كار را انجام ندهى رسالتش را انجام ندادهاى و خداوند تو را از شر مردم نگه خواهد داشت .
بىگمان منظور از تبلیغ، رساندن تمام احكام و تعالیم مقدس اسلام نیست، زیرا در آن صورت جمله تهدید بىمعنى خواهد بود و دیگر فرقى میان شرط و جزا باقى نخواهند ماند . از این روى قطعا منظور از تبلیغ، مطلب بسیار با اهمیتى است كه پایه دین بر آن استوار است و تمام احكام را در بر مىگیرد و این امر چیزى جز تعیین و نصب پیشوایى براى مسلمانان در آینده (و پس از رحلت پیامبر) نخواهد بود .
و اما جمله «والله یعصمك من الناس» اشاره به این است كه تعیین خلیفه و جانشین حقدهاى درونى و كینههاى پیشین و رشكهاى جاهلیت را برخواهد انگیخت و برخى را به سوء ظن و یا واكنش خواهد واداشت، زیرا امیرالمؤمنین علیه السلام كسى بود كه در جنگها و غزوهها پدران و نیاكان بسیارى از اصحاب را با ذوالفقارش به درك فرستاده و گردنكشان را به خاك خوارى كشانده بود و بسیارى از آنان تنها از روى ترس یا به خاطر مصالح و منافع شخصى و مادى یا به طمع جاه و مقام به اسلام گرویده بودند و هرگز ایمان در قلبهایشان راه پیدا نكرده بود و بدون شك پیامبر (ص) مىهراسید كه چنین امرى پیامدهاى خطرناك و غیر قابل پیش بینى در بر خواهد داشت، لذا خداوند با این جمله كوتاه و رسا او را مطمئن مىسازد كه از شر و كید بدخواهان نگهش خواهد داشت .
به هر حال رسول خدا دستور داد كه در آن نقطه (كه نقطه عطف تاریخ شد) فرود آیند و فرمان صادر كرد كه از جهاز شتران منبرى را آماده سازند تا مطلب بسیار مهمى را اعلام فرماید . همه به فكر فرو رفته بودند كه چه خبر است؟ ! در این گرماى سوزان كه مردم براى فرار از دماى بالا، خود را در سایه شتران نگه داشته و لباسها را زیر پاى خود مىكشند تا از این شن و ریگهاى تفتیده دور شوند، در این شرایط رهبر بزرگ اسلام چه مىخواهد به مردم ابلاغ كند؟ همه به انتظار سخنان دلرباى پیامبر نشستهاند و لحظه شمارى مىكنند كه زبان گویاى حضرتش باز شود و در گرانبها در فضاى غدیر پخش گردد .
در اینجا رشته سخن را به راویان حدیث در كتابهاى معتبر اهل سنت مىدهیم تا بگویند چه شد؟
در مسند احمد بن حنبل آمده است كه براء بن عازب گفت:
«كنا مع رسول الله (ص) فی سفر، فنزلنا بغدیر خم، فنودى فینا الصلاة جامعة و كسح لرسول الله (ص) تحتشجرتین، فصلى الظهر و اخذ بید علی فقال: الستم تعلمون انی اولى بالمؤمنین من انفسهم؟ قالوا: بلى قال: الستم تعلمون انی اولى بكل مؤمن من نفسه؟ قالوا: بلى . قال: فاخذ بید علی فقال: من كنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . قال فلقیه عمر بعد ذلك فقال: هنیئا یا ابن ابی طالب اصبحت و امسیت مولى كل مؤمن و مؤمنه» . (حدیث 17749، مسنداحمد)
با رسول خدا همسفر بودیم، پس در غدیر خم فرود آمدیم . ندا داده شد كه نماز را با پیامبر به جماعت مىخوانیم و در زیر دو درخت جایى براى رسول خدا تهیه شد . حضرت نماز ظهر را برگزار كرد و سپس دست على را گرفت و گفت: اى مردم! آیا نمىدانید كه من از خود مردم به آنان سزوارترم؟ (اشاره به آیه شریفهاى است كه مىفرماید: «النبی اولى بالمؤمنین من انفسهم» و این آیه دلالتبر ولایت مطلقه رسول خدا دارد) گفتند: مىدانیم . فرمود: آیا نمىدانید من از هر مؤمنى به خود او سزاوارترم؟ گفتند: آرى، مىدانیم . پس دستحضرت على را بلند كرد و فرمود: هر كه من مولا و سرور اویم، پس على مولاى او است . خداوندا! دوستبدار هر كه ولایت على را بپذیرد و دشمن بدار هر كه با او دشمنى كند . راوى گوید: سپس عمر رو به على كرد و گفت: مبارك باد بر تو اى فرزند ابوطالب، تو مولاى هر مؤمن و مؤمنهاى در هر صبح و شام شدى .
و در سنن ترمذى و بسیارى دیگر از صحاح و تفاسیر از زید بن ارقم نقل شده كه گفت: «لما رجع رسول الله من حجة الوداع و نزل غدیر خم امر بدوحات فقممن فقال: كانی قد دعیت فاجبت انى تارك فیكم الثقلین احدهما اكبر من الآخر كتاب الله و عترتى فانظروا كیف تخلفونی فیهما فانهما لن یفترقا حتى یردا علی الحوض ثم قال: ان الله عزوجل مولاى و انا مولى كل مؤمن ثم اخذ بید علی رضی الله عنه فقال: من كنت مولاه فهذا ولیه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . (مستدرك حاكم، ج3، ص109)
هنگامى كه رسول خدا از حجةالوداع باز مىگشت در غدیر خم فرود آمد و دستور داد از خارها و تپههاى صحرا سایبان هایى تهیه كنند سپس فرمود: گویا نزدیك است كه دعوت حق را اجابت كنم . همانا دو چیز گرانبها در میان شما مىگذارم كه یكى از دیگرى بزرگتر است، كتاب خداى متعال و عترتم اهل بیتم، پس توجه كنید چه رفتارى با این دو خواهید داشت و همانا این دو هرگز از یكدیگر جدا نشوند تا در حوض بر من وارد شوند . سپس فرمود: خداى عزوجل مولاى من و من مولاى هر مؤمنى هستم . آنگاه دست على را گرفت و فرمود: هر كه من مولاى او هستم پس على مولاى اوست . خدایا! هر كه یاریش كند او را یارى فرما و هر كه او را واگذارد او را واگذار .
این روایت در كتابهاى اهل بیتبه تواتر رسیده و با الفاظ گوناگون ذكر شده و هیچ جاى انكار نیست . ما فقط براى تبرك خلاصه دو روایت را در اینجا آوردهایم وگرنه كتابهاى سنى و شیعه مالامال از حدیث مهم غدیر است .
آنچه شایان توجه است روایت جالبى است كه در تاریخ خطیب بغدادى نقل شده و شاید كمتر خوانندگان، آن را شنیده باشند كه این روایتبسیار زیبا اشاره به عید غدیر و ثواب روزه آن روز در یكى از معتبرترین كتابهاى اهل سنت دارد .
در تاریخ خطیب بغدادى از ابوهریره نقل شده كه گفت:
«من صام یوم ثمان عشر من ذى الحجة كتب له صیام ستین شهرا و هو یوم غدیر خم، لما اخذ النبی (ص) بید على بن ابىطالب فقال: الست اولى بالمؤمنین؟ قالوا بلى یا رسول الله قال: من كنت مولاه فعلى مولاه فقال عمر بن الخطاب: بخ بخ لك یا ابن ابى طالب اصبحت مولاى ومولى كل مسلم فانزل الله عزوجل: الیوم اكملت لكم دینكم . . . ; هر كه روز هیجدهم ذى حجه را روزه بدارد، ثواب روزه شصت ماه براى او نوشته خواهد شد . و این روز غدیر خم است كه پیامبر دست على بن ابىطالب را گرفت و فرمود: آیا من اولى به مؤمنین از خود آنها نیستم؟
گفتند: آرى یا رسول الله!
فرمود: هر كه من مولاى اویم پس على مولاى اوست . پس عمر بن خطاب برخاست و گفت: مبارك باد بر تو اى فرزند ابوطالب تو امروز مولا و پیشواى من و هر مسلمانى شدى . آن گاه این آیه مباركه نازل شد: الیوم اكملت لكم دینكم .»
این روایت را همچنین حافظ ابن عساكر از ابن الجوزى نقل كرده و حافظ حسكانى در شواهد التنزیل و خطیب خوارزمى در مناقبش و حافظ جوینى در فرائد السمطین و بلاذرى در انساب الاشراف و طبرانى در معجم اوسط و معجم صغیرش نقل نمودهاند .
آیا از این روایت روشنتر و واضحتر دیده مىشود؟ پس چرا دیدهها را بر هم مىگذارند و به این دستور مهم خدا از زبان رسول گرامیش سر نمىنهند؟ روز قیامت چه جوابى خواهند داشت؟ خداوند همه را هدایت فرماید .
حسان بن ثابت، شاعر معروف رسول الله در آن روز تاریخى قصیدهاى سرود كه در تاریخ براى همیشه حفظ شده است و یكى از شعراى ایرانى آن را ترجمه كرده و ما نیز براى تبرك، ترجمه آن ابیات را در اینجا مىآوریم:
پیمبر پاك راى به امر حى قدیر
ندا به امت نمود به خم به روز غدیر
بشنو زان پیشوا نداى بس دلپذیر
كه جبریلش ستود به عصمتبىنظیر
كاكنون باید كنى بدون سستى بیان
امر خدا را به خلق، نترسى از دشمنان
سپس برخاست آن مظهر خلق عظیم
دست على را گرفت چون ید بیضا كلیم
بانگ رسایش دمید روح به عظم رمیم
بانگى بس دلفزا قول رسول كریم
گفت كه هر كس منم به جان و مالش ولى
هست ورا بعد من ولى و مولى على
راهنماى شما على بود بعد من
على امام است و نیست جز وى كسى مؤتمن
على بود پیشوا بر همه از مرد و زن
ملجا و ماوا بود على به سر و علن
بار خدایا تویى به این رسالت گواه
كه من نمودم عیان بر همگان شاهراه
این دم آن شاه دین گشود دست دعا
كه بارالها تو باش دوستبه اهل ولا
دشمن او را عدو تو باش بىمنتها
یارانش را تو باش یار به هر دو سرا
بار خدایا به لطف باش ورا دستگیر
تا كند اندر جهان جلوه چوه بدر منیر
دوستان عزیز: هیچ راهى براى انكار ولایت نیست . ولایت مطلقه على و اولاد على در این چند روایت جاودانه و متواتر ثابت و قطعى است و نمىشود آن را تاویل و تحریف كرد . این است صراط مستقیم الهى كه خواه ناخواه باید آن را بپیمائیم و از راههاى انحرافى دورى جوئیم . و ولایت فقیه در راستاى این ولایت است، بلكه مىشود گفت كه عین این ولایت مىباشد . پس اگر از ولایت فقیه روى گردان شویم از ولایت على (ع) روى گردان شدهایم و همچنان كه شرط قبولى اعمال، ولایت امامان معصوم مىباشد، قطعا روى گردانى از فقها و مجتهدان جامعالشرایط، روى گردانى از امامان معصوم است كه خود فرمودهاند: «الراد علیهم كالراد علینا والراد علینا كالراد على الله و هو فی حد الشرك بالله; هر كه آنان را رد كند ما را رد كرده و هر كه ما را رد كند، خدا را رد كرده و این در حد شرك به ذات مقدس خداوند است .»
تلاش كنید همواره با ولایت همبستگى و پیوستگى داشته باشید و این پیوستگى را تا ابد حفظ كنید تا به سعادت دو جهان ستیابید .
فرارسیدن ایام . . . اعیاد بزرگ اسلامى عید سعید قربان و عید عظیم غدیر را به مقام والاى ولى الله الاعظم ارواحنا فداه، علماى اسلام، رهبر معظم انقلاب، مسؤولین و ملتشریف ایران و تمام شیعیان و محبان ولایت در سراسر دنیا صمیمانه تبریك و تهنیت مىگوییم و امیدواریم خداوند ما را جزء موالیان حقیقى قرار دهد .
دوست : چاه سقوط یا قلّه عروج
در قرآن کریم حدیثی بس عبرت انگیز آمده است که در دوزخ یکی از دیگری می پرسد که : ای بدبخت چه شد که تو هم به سرنوشت من مبتلا شدی ؟ آن فرد می گوید : با انسان کذابی دوستی کردم وبا همدیگر سر از دوزخ در آوردیم . آنگاه می فرماید که در بهشت یکی از دیگری می پرسد که : ای سعادتمند چه شد که مثل من رستگار شدی ؟ آن فرد می گوید : با انسان صدیقی دوستی نمودم وبا همدیگر به بهشت رسیدیم .
این حکمت قرآنی عین واقعیت تجربه بشری در قلمرو دوستی می باشد . براستی که سرنوشت هر کسی منوط به دوست یا دوستان صمیمی اش می باشد .
متأسفانه اکثر آدمها ومخصوصاً جوانان سعی می کنند تا دوستانشان همردیف وبلکه پائین تر از خودشان باشند تا بتوانند در این رابطه احساس برتری وسروری داشته باشند . واین همان دوست یابی دوزخی است که موجب انحطاط می گردد ودال بر این حقیقت است که فرد مطلقاً میل به رشد وتعالی ندارد بلکه فقط میل به سلطه دارد ولذا حتی استعدادهای خود را هم در چنین ارتباطی از یاد می برد ودر سطح دوستان پست تر از خودش پائین می آید زیرا مطلقاً نمی خواهد کسی هیچ عیب وکمبودی در او مشاهده کند زیرا آدمی فقط با دیدن نواقص خویش است که تلاش برای بهبود واصلاح خود می کند . علی (ع) می فرماید:« دوست حقیقی تو کسی است که عیبهایت را در خفا به تو هدیه کند .» دوستی هائی که در آن انتقاد وانتقادپذیری متقابل نباشد یک رابطه تخدیری وگمراه کننده است وفقط جهل وناتوانی ها تقویت وتشدید شده وتبدیل به فخر می شوند .
به همین دلیل در تعلیم وتربیت اسلامی ، بهترین دوستی همانا رابطه ودوستی با یک پیر عارف وصدیق است که مستمراً عیبهایت را به تو می نمایاند وتو را ارتقا می دهد وبه تو امکان غرّه شدن نمی دهد .
انسان عاقل کسی است که دوستانش را از کسانی برگزیندکه از خودش عاقل تر وپاک تر واز هر حیث بهتر باشند . دوستی با همردیفان خود نیز موجب رکود وانقیاد وغرور است وهیچ صفتی چون غرور موجب هلاکت آدمی نیست . اگر در زندگی خود نظر کنید هر چه بدبختی دارید از دوستی با انسانهای پست تر از خود دارید وهر چه خوشبختی دارید از دوستی با آدمهای برتر از خودتان دارید .
فراموش نکنید آنکه در خفا به تو انتقاد نمی کند دوست تو نیست.
آنکه در حضورت به تو انتقاد نمی کند در غیبت تو، بد گویی تو را می کند.
خبر آمد خبری در راه است سرخوش آن دل که از آن آگاه است
عید سعید قربان بر حضرت ولی عصر (عج) و شیعیان آن حضرت مبارک باد.

ع
ر
ف
ه
ع ر ف ه التماس دعا ع ر ف ه
ع
ر
ف
ه
به نام خدای عرفه به نام خدای صاحب سرزمین نورانی عرفات به نام خدای مردانی که فریادی از ته دل در عرفات مهدی را صدا می زنند.
داد می زنم در عرفات آقا گرفتار توام
امام حسين عليهالسلام ناتوانترين مردم را كسى مىداند كه از دعا كردن عاجز باشد.
دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.
روز عـــرفــــــــــه:
عنایت مهدی به روزه داران روز عرفه
رضایت خداوند متعال از روزه داران روز عرفه
فرصتی برای پاک کردن گناهان
هدایت صاحب روز عرفه نسبت به گریه کنان روز عرفه
کلیک کن :
بیا با هم بیاد صاحب عرفه و عرفه گرد این روزها گریه کنیم.
التماس دعا
به نام خداوند بخشنده و مهربان
برنامه سخنرانی کانون فرهنگی مسجد بلال برگزار می شود.
با موضوع اهل بیت در قرآن
سخنران : استاد موسی هنرپیشه
ضمنا این هفته عزاداری شهادت حضرت مسلم ین عقیل نیز برگزار می شود.
با مداحی مداحان اهل بیت در شهر ستان لامرد
مکان : شهر لامرد - انتهای بلوار شاهد - مسجد بلال
زمان : جمعه شبها (شب شنبه) بعد از نماز مغرب و عشاء
*******************************************************
ضنا به اطلاع شما دوستان گرامی می رساند مراسم یکمین سالگرد مرحوم عباس هنرپیشه (پدر بزرگوار استاد موسی هنرپیشه) برگزا ر می شود.
زمان:شب جمعه همراه دعای روحبخش کمیل علی با مداحی برادر ارجمند مداح دلسوز اهل بیت
حاج سید جلیل احمدی
از ساعت ۱۹:۳۰ الی ۲۱:۳۰
مکان:در حسینیه خاتم الانبیاء (ص) (حاج سید هاشم) واقع در محله تلخندق
کانون فرهنگی مسجد بلال شهر لامرد
ويژگيهاي دهگانه عاقل
لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــ ر منـه مـأمـول . و الشر منه مأمـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسأم من طلب الخـوائج اليه, و لا يملّ مـن طلب العلـم طول دهره. الفقر فى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. والخمـول اشهى اليه من الشهرة. ثـم قال (ع): العاشرة و ما العاشرة؟ قيل له: ما هى ؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى .
1. از او اميد خير باشد.
2. از بدى او در امان باشند.
3. خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4. خير بسيار خود را اندك شمارد.
5. هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
6. در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7. فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشـد.
8. خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.
9. گمنـامـى را از پـرنـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.
10.







