بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
آجرک الله یا بقیة الله
وفات جانسوز حضرت معصومه سلام الله علیها را به ساحت مقدس و ملکوتی برادر بزرگوارشان حضرت ثامن الحجج آقا امام رضا (علیه السلام )
و محضر آقا امام زمان ارواحنا فداه
و شیفتگانشان تسلیت عرض می نمائیم .
سلام علیکم...
آه
رفقا بیاید بریم زیارت
از جامون بلند شیم رو به قبله بایستیم
از همینجا همه دست ادب بر سینه گذاشته و عرض ادب کنیم
به گنبد طلایش نگاه کنید و سلام بدیم
السلام علیک یا بنت رسول الله
السلام علیک یابنت فاطمة و خدیجة
السلام علیک یابنت امیر المومنین السلام علیک یابنت الحسن و الحسین
السلام علیک یا بنت ولی الله
السلام علیک یا اخت ولی الله
السلام علیک یاعمة ولی الله
السلام علیک یابنت موسی بن جعفر و رحمة الله و برکاته
السلام علیک عرف الله بیننا و بینکم فی الجنة وحشرنا فی زمرتکم و اوردنا حوض نبیکم و سقانا بکاس جدکم من ید علی بن ابیطالب
صلوات الله علیکم
به نام خدا
10 ربيع الثانى سالروز رحلت غريبانه کريمه اهل بيت
حضرت فاطمه معصومه بنت موسى بن جعفر (عليهما السلام)
بر تمامى مسلمانان جهان تسليت باد

کانون فرهنگی مسجد بلال شهر لامرد
بسم رب الشهدا و الصدیقین
با سلام
از طرف پایگاه مقاومت قمر بنی هاشم (علیه السلام) شهر ستان لامرد محله تلخندق در قالب کاروانی بیاد
شهدای محله تلخندق
همراه با ۳۵ نفر از دوستان نوجوانان و جوانان بسیجی این پایگاه به مناطق عملیاتی جنوب حرکت کرد.
این سفر در ۶ روز از تاریخ ۰۲/۰۱/۱۳۸۷ الی ۰۸/۰۱/۱۳۸۷ به مناطق
اروند کنار - شلمچه - پاسگاه زید - طلائیه - هویزه - فکه
بازدید کردند.
از زحمات همه عزیزان بخصوص فرمانده ی بزرگوار این پایگاه جناب آقای علی عامری تشکر می نماییم.
باقیمانده این سفر دلی همراه با شور و اشتیاق دوستان و چندتا عکس از ...
ادامه عکس ها در ادامه مطلب مشاهده فرمایید.
ضمنا برای تهیه سی دی این سفر یا سی دی شهدا به آقا مصطفی هنرپیشه مراجعه نمایید.
با تشکر - التماس دعا
کانون فرهنگی مسجد بلال شهر لامرد
ادامه مطلب...

1. دو چيز است که جزاي آن را در دنيا مي دهند : ظلم ، و بدرفتاري با پدر و مادر.
2. سخن حق را از هر کس شنيدي بپذير، اگر چه دشمن و بيگانه باشد و ناحق را از هر که شنيدي نپذير، اگر چه دوست و نزديک باشد.
3. خوشا به حال آن کس که باطنش نيکو و ظاهرش خوب است و شرش به ديگران نمي رسد.
4. هرکس که به درستي و حقيقت مسلمان شده باشد ، هرگز آنچه را که به خود نمي پسندد در حق ديگران روا نمي دارد .
5. جامه اي که بر پيکر ديگري بپوشاني، برايت پاينده تر از جامه اي است که خود آن را به تن کني .
6. بهترين شما کسي است که بر اهل و عيالش مهربان تر باشد.
7. دو خصلت است که بهتر از آن چيزي نيست: ايمان به خدا و مفيد بودن براي مردم .
8. خوشا به حال آن کس که زيادي مال خود را ببخشد و از سخن گفتن زياد خودداري کند .
9. در اين جهان فقط يک چيز دچار تحول نمي شود و آن خداوند است .
10. هر که تيغ ستم برکشد ، با همان تيغ کشته خواهد شد .
11. در مصاحبت کسي که تو را همسنگ خود نداند خيري نيست .
12. دو چيز را پيوسته در ياد دار: خدا و مرگ . دو چيز را فراموش کن: نيکي خود و بدي ديگران .
13. بهترين جهاد آن است که با نفس و هوي و هوس خود مبارزه کنيد.
14. کسي که خودخواهي و اسراف پيشه کند، از برتري و بزرگواري مي افتد.
15. هر که بر مرکب باطل سوار شود ، آن مرکب او را در سرزمين پشيماني پياده خواهد کرد .
16. دو چيز عجيب است: «سخن حکمت آميزي که سفيه گويد»، آن را بپذيريد ؛ و «سخن زشتي که خردمند گويد»، از آن در گذريد.
17. روزگار دوگونه است: روزي به سودت و روزي به زيانت، روزي که به مراد تو است سرکشي مکن و روزي که به زيانت بود، شکيب ورز.
18. زياده روي در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور مي سازد.
19. دينِ مرد خرد اوست؛ کسي که عقل ندارد، دين ندارد.
برگرفته از وبلاگ پند های حکیمانه
اعتماد به نفس

1. تفكر مثبت داشته باشید. هر چه خوشبین تر باشید اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت.
2. در زندگی هر چه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید بیشتر افراد و موقعیت هایی را كه می توانند به شما كمك كنند تا به هدفهایتان برسید به سوی خود جذب خواهید كرد.
3. برای ایجاد اعتماد به نفسِ بیشتر، مدام با خودتان تكرار كنید: " خوشبختم ، سالمم و حال خوشی دارم."
4. تمركز كامل برروی هدف اصلی ، در شما احساس قدرت ، اراده و استقلال ایجاد می كند.
5. تكلیفتان را با خودتان روشن كنید. این كه دقیقاً بدانید چه می خواهید اعتماد به نفس شما را بی اندازه افزایش می دهد.
6. تردیدها را كنار بگذارید. خود را كاملاً متعهد سازید كه زندگی ای را آغاز كنید كه برای آن ساخته شده اید.
7. این كه اعتقاداتتان چقدر عمیق است و تا چه حد به تعهدات خود پایبند هستید قدرت شخصیت شما را نشان می دهد.
8. احساس اعتماد به نفس و داشتن اقتدار فردی ناشی از رویارویی با مشكلات و غلبه بر آنهاست.
9. زیر بنای اعتماد به نفس در هر زمینه ای تهیه مقدمات و آمادگی است.
10. در هر زمینه ای هر چه بیشتر یاد بگیرید و دانش خود را بالا ببرید اعتماد به نفستان نیز بیشتر می شود.
11. تمرین و تكرار زیاد در هر زمینه ای برگ برنده را به دست شما می دهد.
13. ویژگی مشترك و منحصر به فرد زنان و مردانی كه كارهای بزرگ انجام می دهند داشتن این احساس است كه انجام كاری بزرگ جزئی از سرنوشتشان است.
14. برتری حاصل از تسلط كامل در كار، زیربنای اعتماد به نفس و عزت نفس پایدار است.
15. آنچه توانایی های بالقوه شما را در جهان خارج محدود می كند دو چیز است: باورهای شما و این كه تا چه حد به توانایی خود در انجام كارها اطمینان دارید.
برگرفته از وبلاگ پند های حکیمانه
تلفن بي هزينه
بودن را باور كن و تا زمانيكه زنده هستي با عشق زندگي كن. لازمه عشق يك
ارتباط عارفانه است پس به نيت قربت آماده شو،وضو بگير و با تن پوشي از
دعاومناجات در محلي آرام ،دلبستگي دنيوي را قطع كن و به هيچ چيز جز او
نينديش ،شماره بگير و از ته قلب صدايش كن و او را به بزرگي و يكتا بودن ياد
كن. مي خواهي آسمان دلت آبي و خورشيد روشنگر زندگي ات باشد، مي خواهي
زبان گلها را بداني و راز خلقت را دريابي، پس به او توكل كن،دستهايت را بالا
ببر ،وجودت را سرشار از عشق و تمنا كن و به او بگو كه دوستش داري و فقط
او را مي ستايي ، از او كمك مي جويي،بخواه كه راه راست را به تو نشان
دهد،خودت را گم كن بگذار هيچ نقشي از تو بر زمين نماند،بالهايت را باز كن به
سوي معبود حقيقي پرواز كن. از او بخواه گاهي مواقع اختيار را از دست تو
گرفته و به جايت تصميم بگيرد وقتي او را به بزرگي ياد كردي و در برابرش سر
به سجده نهادي، وقتي صداي ناله هايت به عرش كبريا رفت و قلبت تپيد ،زمانيكه
قطرات اشك در چشمان زيبايت حلقه زد و گرمي اش را بر گونه هايت حس
كردي،آن هنگام كه در گفتن اياك نعبد و اياك نستعين دلت شكست و
صدايت لرزيد،بدان كه گوشي را برداشته است و بشارت مي دهد بنده من بگو چه
مي خواهي تا دعايت را اجابت نمايم. در اين لحظه فرشته ها ناظر اين همه شكوه
و عظمت هستندبدان اگر به صلاح تو باشد همه چيز به تو عنايت مي كند. دعا كن
هميشه با تو در تماس باشد و اگر روزي يادت رفت زنگ بزني ، تو را بيدار كند
و عبادت را در تو بپروراند. هر لحظه منتظر باش تا تو را در مسير زندگي هدايت
كند . تنها سعي كن براي چند لحظه به جز او همه چيز را فراموش كني........
به نام خدا
... اميدوارم كه خدا گناهانم را مورد بخشش خود قرار دهد. از كليه كساني كه به طريقي ديني به آنها دارم، طلب مغفرت ميكنم، خواهش ميكنم مرا ببخشيد تا خداي مهربان شما را ببخشد. كساني كه به من ديني دارند، همه آنها را ميبخشم، اميد كه خداي قادر متعال همه آنها را بيامرزد ... توصيه من به شما عزيزان اين است كه خدا را فراموش نكنيد.

امداد غیبی
اوايل جنگ امكانات بسيار محدودي داشتيم.اسلحه مان ام يك بود.يك روز داخل سنگري نشسته بوديم-چهارنفربوديم-ناگهان سروكله ي يك هلي كوپتر عراقي پيداشدو به سمت ما شروع به تيراندازي كرد.من به سمت اوشليك كردم ناگهان اسلحه ام گير كرد.به علت اينكه رفع گير آن خيلي مشكل بود،به يكي از بچه هاي ديگر گفتم:شما تيراندازي كن.گفت:اسلحه ي من هم گير كرده است دو نفر ديگر هم تيراندازي كردندآنهاهم اسلحه شان گيركرد.مجبور شديم رفع گير كنيم،وقتي نگاه كرديم ديديم فقط شش دانه فشنگ داريم.به برادرها گفتم:نزنيد اگر فشنگ هايمان تمام شود،پايين مي آيندوما رااسير مي كنند.وقتي كه پايين تر آمديك گلوله شليك كردم،گلوله به شيشه خوردو به خلبان اصابت كرد.بعدازلحظه ي كمي هلي كوپتر سقوط كرد.واين واقعا معجزه بود كه ماتوانستيم با يك تفنگ ام يك آن هم درموقعيتي كه او بر ما تسلط داشت آن را بزنيم.

غروب پنجشنبه ، گلزار شهدا ... ذكر صلوات چند تا جوون كه لباس خاكي رنگي پوشيده و روي نيمكت نشسته بودند نظرم رو به خودشون جلب كرده بود غريبه بودند انگار ... رفتم كنارشون محو جمالشون شده بودم ... معنويت خاصي داشتند ... سلام كردم ، گفتم اهل اين شهر نيستيد؟ - سلام اخوي ، چرا داداش ما اهل همين شهريم ... اما .... اونا يه جوراي خاصي بودن . در همين وقت يكيشون كه اسمش محمد بود گفت ... چه فرقي ميكنه كه اهل كجائيم اصل اينه كه منتظريم ... گفتم ببخشيد مثل اينكه من مزاحمتون شدم .... جوون ديگه كه دوستاش رسول صداش ميكردند گفت برادر مگه تو منتظر نيستي ... گفتم چرا اتفاقا" منتظر يكي از دوستامم ، هرهفته همينجا قرار مي گذاريم ... اوناهاش اومد. ابوذر ، بيا اينجا. من اينجام ابوذر سلامي كرد به من و اون جوونا و گفت احسان خيلي ديرشد تو ترافيك گير كردم . به سختي جاي پارك براي ماشينم پيدا كردم . خواستيم بريم كه همون جووني كه اسمش محمد بود گفت ببخشيد براي چي هرهفته مياين اينجا ... گفتم اين ابوذر ما فرزند شهيده ، البته باباش مفقوده ...ابوذر دستمو كشيد و گفت بيا بريم براي چي به اين غريبه ها داستان زندگيمو ميگي من دوست ندارم سفره زندگيمو براي هر كسي پهن كنم ... - جوش نزن اخوي ما هركسي نيستيم ... اتفاقا" ما غريبه نيستيم قريبيم ، همراه شهدائيم ... غمي نيست داداش ... ماموريم و معذور گفتند نگو ، اما نه به ما ... نمي دونم چي تو وجودشون بود كه هرچي از خودمو ابوذرمي دانستم براشون گفتم ... باباي اين دوستمم سال 62 توي عمليات خيبر مفقودشد . - اسمش چي بود ... ابوذر گفت به اسمش چه كار داريد ، - شايد بشناسيمش ... گفتم شما چطوري باباي ابوذر رو مي شناسيد در صورتي كه باباي اون بيست و اندي كه مفقوده ... - گفتم كه اخوي ما با شهدا زندگي مي كنيم . من و ابوذر خنديديم ... گفتم چقدر بامزه ... شما هسمن و سالاي مائيد ... اونوقت باباي دوستمو شايد بشناسيد... - خود دانيد ... اگه دوست داشتيد كه كمكتون كنيم اسمشو بگيد وگرنه كاريم از دست ما ساخته نيست .... حالام ديگه بايد بريم كه خيلي ديرمون شده . يكي از اونا كه تا اون لحظه سكوت كرده بود اومد طرف ابوذر ردستي به سرش كشيد ... پيشونيشو بوسيد و گفت پسرم بابات توي اين دنيا ناشناس و غريبه اما در آسمونا معروف و مشهوره ... بعد آهي كشيد و همراه دوستاش رفت ، منو ابوذر به نور سبزي كه از نيمكتي كه اونا روش نشسته بودند و به طرف آسمون كشيده شده بود خيره شده بوديم . اونا كي بودند ؟ شايد شاهدي بودند از شهدا تا به ما يادآوري كنند كه زماني شهيد بودند اما الآن براي ما غريبه اند ...

به نام خدا
با سلام
از اینکه چند وقت نشد که بیاییم و این وبلاگ را به روز کنیم معذرت می خواهیم
در چند روز آینده عکس هایی از سفر به مناطق عملیاتی را قرار می دهیم .
منتظر نظرات و پیشنهادات و انتقادات شما دوستان محترم هستیم
التماس دعا
کانون فرهنگی مسجد بلال شهر لامرد


